شعر وصال برای امام حسن (علیه السلام)
از ماندگارترین شعرهایی که برای امام حسن(ع) سروده شده میتوان به شعر وصال شیرازی اشاره کرد که در جریان نابینا شدنش بر اثر آب آوردن چشمش، برای آن حضرت غزلی میسراید. او پس از نابینا شدن شبی متوسل به حضرت محمد(ص) می شود و از آن حضرت شفای چشمانش را می خواهد. آن حضرت به […]
از ماندگارترین شعرهایی که برای امام حسن(ع) سروده شده میتوان به شعر وصال شیرازی اشاره کرد که در جریان نابینا شدنش بر اثر آب آوردن چشمش، برای آن حضرت غزلی میسراید. او پس از نابینا شدن شبی متوسل به حضرت محمد(ص) می شود و از آن حضرت شفای چشمانش را می خواهد. آن حضرت به خواب وصال میآیند و به او میگویند شعری برای امام حسن(ع) یا امام حسین(ع) بسراید. در همان حال حضرت فاطمه زهرا(س) حاضر میشوند و به او میگویند که اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است. و این راز سرودن شعر «از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد/ آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد … » در فردای دیدن آن رؤیا در عالم خواب است.
به هر روی آنچه جای تأمل دارد، فقر آثار منظوم و منثور در ستایش و بیان مصیبتهای امام دوم ما شیعیان است. جشنوارههای مربوط به امام حسن(ع) در مقایسه با جشنوارههای عاشورایی، رضوی، مهدوی و … بسیار اندکاند و هر ساله معمولاً آثار مکتوب خوب و ماندگار کمی در حوزه شعر حسنی منتشر میشود. خوب است که مراکز ادبی در گسترش و ترویج شعر کریم اهل بیت وقت بگذارند تا قدری از غربت این امام معصوم در میان جامعۀ مسلمین نیز بکاهند.
در ادامه شعر زیبای وصال شیرازی برای امام حسن(ع) را با هم میخوانیم:
از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد
خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت
دل را تهی زخون دل چند ساله کرد
نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام
عمریش روزگار همین در پیاله کرد
نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش
ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد
زینب درید معجر و آه از جگر کشید
کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد
هر خواهری که بود روان کرد سیل خون
هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد
یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت …
این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید